تبلیغات
زندگی نامه | zendeginame زندگی نامه - مطالب ابر شعر
 

به آرامی آغاز به مردن خواهی کرد ...

نویسنده: اردشیر رهشیری موضوع: وقت زندگی، 

 

این یکی از شعر های بسیار زیباییست که معنای دقیق زندگی کردن رو بهمون گوش زد می کنه. بتون توصیه می کنم، هر چند وقت یک بار اینو بخونید.

 

به آرامی آغاز به مردن خواهی کرد ...


به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر سفر نکنی
اگر چیزی نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدردانی نکنی
به آرامی آغاز به مردن میکنی
زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر برده عادات خود شوی،
اگرهمیشه از یک راه تکراری بروی ...
اگر روزمرگی را تغییر ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر از شور و حرارت
از احساسات سرکش
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند
و ضربان قلبت را تندترمی کنند
دوری کنی ...
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر هنگامیکه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آنرا عوض نکنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی
اگر ورای رویاها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یکبار در تمام زندگیت
ورای مصلحت اندیشی بروی ...
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری بکن!

 نگذار که به آرامی بمیری...

 شادی را فراموش نکن!

 

 

شادی را فراموش نکنید

 

 

منو بیشتر بشناسید *** ارسال پیام خصوصی به من

 

برچسب ها: پابلو نرودا، زندگی، شعر،  

() نظرات

 

قطعه ای زیبا از "صدای پای آب" با صدای زنده یاد خسرو شکیبایی

نویسنده: آرمین موضوع: وقت زندگی، 

 

قسمتی بسیار زیبا از صدای پای آب اثر سهراب سپهری...


بشنوید با صدای زنده یاد خسرو شکیبایی:  


 من به آغاز زمین نزدیکم.

نبض گل‌ها را می‌گیرم.

آشنا هستم با، سرنوشت تر آب ، عادت سبز درخت.

روح من در جهت تازه اشیا جاری است.

روح من کم سال است.

روح من گاهی از شوق، سرفه‌اش می‌گیرد.

روح من بیکار است:

قطره‌های باران را، درز آجرها را، می‌شمارد.

روح من گاهی، مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد.

من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن.

من ندیدم بیدی، سایه‌اش را بفروشد به زمین.

رایگان می‌بخشد، نارون شاخه خود را به کلاغ.

هر کجا برگی هست، شور من می‌شکفد.

بوته خشخاشی، شست و شو داده مرا در سَیَلان بودن.

مثل بال حشره وزن سحر را می‌دانم.

مثل یک گلدان می‌دهم گوش به موسیقی روییدن.

مثل زنبیل پر از میوه تب تند رسیدن دارم.

مثل یک میکده در مرز کسالت هستم.

مثل یک ساختمان لب دریا نگرانم به کشش‌های بلند ابدی.

تا بخواهی خورشید، تا بخواهی پیوند، تا بخواهی تکثیر.

من به سیبی خشنودم

و به بوییدن یک بوته بابونه.

من به یک آینه، یک بستگی پاک قناعت دارم.

من نمی‌خندم اگر بادکنک می‌ترکد.

و نمی‌خندم اگر فلسفه‌ای ، ماه را نصف کند.

من صدای پر بلدرچین را می‌شناسم،

رنگ‌های شکم هوبره را، اثر پای بزکوهی را.

خوب می‌دانم ریواس کجا می‌روید،

سار کی می‌آید، کبک کی می‌خواند، باز کی می‌میرد،

زندگی رسم خوشایندی است.

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ،

پرشی دارد اندازه عشق.

زندگی چیزی نیست، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود.

زندگی‌ جذبه دستی است که می‌چیند.

زندگی نوبر انجیر سیاه، در دهان گس تابستان است.

زندگی بعد درخت است به چشم حشره.

زندگی تجربه شب پره در تاریکی است.

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.

زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می‌پیچد.

زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست.

خبر رفتن موشک به فضا،

لمس تنهایی «ماه»،

فکر بوییدن گل در کره‌ای دیگر.

زندگی شستن یک بشقاب است.

زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است.

زندگی «مجذور» آینه است

زندگی گل به «توان» ابدیت،

زندگی «ضرب» زمین در ضربان دل ما،

زندگی «هندسه» ساده و یکسان نفسهاست.

هر کجا هستم، باشم،

آسمان مال من است.

پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است.

چه اهمیت دارد

گاه اگر می‌رویند

قارچ‌های غربت؟


                                     ادامه ی متن در ادامه ی مطلب....

ادامه مطلب

 

برچسب ها: سهراب، شعر، سپهری، صدای پای آب، خسرو شکیبایی، پادکست،  

() نظرات

 

آدمک

نویسنده: یاسمن موضوع: وقت زندگی،  جالب، 

 

آدمک آخر دنیاست ... بخند ...
آدمک مرگ همینجاست ... بخند..
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست ... بخند ...
دستخطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست ... بخند ...
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست بخند ...
صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فرداست ... بخند...
راستی ! آنچه به یادت دادیم
پر زدن نیست ، که درجاست ... بخند...
آدمک نغمه ی آغاز نخوان
به خدا آخر دنیاست ... بخند ...

 

برچسب ها: شعر،  

() نظرات

 

شعری زیبا از دکتر شریعتی

نویسنده: یاسمن موضوع: شیوه ی زندگی،  وقت زندگی،  جالب، 

 

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است، 

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است....

 

برچسب ها: شعر، دکتر شریعتی،  

() نظرات

 

رقص آرام

نویسنده: آرمین موضوع: معرفی،  وقت زندگی،  عمومی، 

 

This is a poem
written by a teenager with cancer.
این شعر توسط یک نوجوان متبلا به سرطان نوشته شده است.


She wants to see how many
people get her poem.

او مایل است بداند چند نفرشعر او را می خوانند.

It is quite the poem. Please pass it on.
این کل شعر اوست. لطفا آنرا برای دیگران هم ارسال کنید.


This
poem was written by a terminally ill young girl in a New York Hospital
این شعر را این دختربسیار جوان در حالی که آخرین روزهای زندگی اش را سپری می کند در بیمارستان نیویورک نگاشته است

It was sent
by
a medical doctor - Make sure to read what is in the closing statement
AFTER THE POEM.

و آنرا یکی از پزشکان بیمارستان فرستاده است. تقاضا داریم مطلب بعد از شعر را نیز به دقت بخوانید

   

SLOW DANCE
رقص آرام


Have you ever watched kids

آیا تا به حال به کودکان نگریسته اید
On a merry-go-round?

در حالیکه به بازی "چرخ و فلک" مشغولند؟


Or listened to the rain
و یا به صدای باران گوش فرا داده اید،
Slapping on the ground?
آن زمان که قطراتش به زمین برخورد می کند؟


Ever followed a butterfly's erratic flight?
تا بحال بدنبال پروانه ای دویده اید، آن زمان که نامنظم و بی هدف به چپ و راست پرواز می کند؟


Or gazed at the sun into the fading night?

یا به خورشید رنگ پریده خیره گشته اید، آن زمان که در مغرب فرو می رود؟


You better slow down.

کمی آرام تر حرکت کنید

 

Don't dance so fast.
اینقدر تند و سریع به رقص درنیایید

Time is short.
زمان کوتاه است
The music won't last
موسیقی بزودی پایان خواهد یافت

Do you run through each day On the fly?
آیا روزها را شتابان پشت سر می گذارید؟


When you ask How are you?
آنگاه که از کسی می پرسید حالت چطور است،
Do you hear the reply?
آیا پاسخ سوال خود را می شنوید؟


When the day is done
هنگامی که روز به پایان می رسد
Do you lie in your bed
آیا در رختخواب خود دراز می کشید
With the next hundred chores
و اجازه می دهید که صدها کار ناتمام بیهوده و روزمره 
Running through your head?
در کله شما رژه روند؟


You'd better slow down
سرعت خود را کم کنید. کم تر شتاب کنید.
Don't dance so fast.
اینقدر تند و سریع به رقص در نیایید.


Time is short.
زمان کوتاه است.


The music won't last

. موسیقی دیری نخواهد پائید

Ever told your child,
آیا تا بحال به کودک خود گفته اید،
We'll do it tomorrow?
"فردا این کار را خواهیم کرد"
And in your haste,
و آنچنان شتابان بوده اید
Not see his sorrow?
که نتوانید غم او را در چشمانش ببینید؟

Ever lost touch,
تا بحال آیا بدون تاثری
Let a good friendship die
اجازه داده اید دوستی ای به پایان رسد،
Cause you never had time
فقط بدان سبب که هرگز وقت کافی ندارید؟

or call and say, 'Hi?
آیا هرگز به کسی تلفن زده اید فقط به این خاطر که به او بگویید: دوست من، سلام؟


You'd better slow down.
حال کمی سرعت خود را کم کنید. کمتر شتاب کنید.
Don't dance so fast.
اینقدر تند وسریع به رقص درنیایید.


Time is short.
زمان کوتاه است.  

The music won't last.

موسیقی دیری نخواهد پایید.


When you run so fast to get somewhere
آن زمان که برای رسیدن به مکانی چنان شتابان می دوید،
You miss half the fun of getting there.
نیمی از لذت راه را بر خود حرام می کنید.


When you worry and hurry through your day,
آنگاه که روز خود را با نگرانی و عجله بسر می رسانید،
It is like an unopened gift ....  Thrown away.
گویی هدیه ای را ناگشوده به کناری می نهید.

Life is not a race.
زندگی که یک مسابقه دو نیست!

Do take it slower
کمی آرام گیرید


Hear the music
به موسیقی گوش بسپارید،
Before the song is over.  

  پیش از آنکه آوای آن به پایان رسد.   

حتماً ادامه را بخوانید...

 

برچسب ها: نوجوان سرطانی، سرطان، شعر، انگیلسی،  

() نظرات